محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
112
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مثلي بينكم كمثل السّراج في الظّلمة يستضيء به من ولجها فاسمعوا أيّها النّاس و عوا و أحضروا آذان قلوبكم تفهموا . » ترجمه آگاه باشيد آنان كه پدر و مادرم فدايشان باد ، از كسانى هستند كه در آسمانها معروف ، و در زمين گمنامند . هان اى مردم در آينده پشت كردن روزگار خوش ، و قطع شدن پيوندها ، و روى كار آمدن خردسالان را انتظار كشيد ، و اين روزگارى است كه ضربات شمشير بر مؤمن آسانتر از يافتن مال حلال است ، روزگارى كه پاداش گيرنده از دهنده بيشتر است و آن روزگارى كه بى نوشيدن شراب مست مىشويد ، با فراوانى نعمتها ، بدون اجبار سوگند مىخوريد ، و [ نه از روى ناچارى ] دروغ مىگوييد و آن روزگارى است كه بلاها شما را مىگزد ، چونان گزيدن و زخم كردن دوش شتران از پالان ، آه كه رنج و اندوه چقدر طولانى ، و اميد گشايش چقدر دور است ! اى مردم مهار بار سنگين گناهان را رها كنيد ، و امام خود را تنها مگذاريد ، كه در آينده خود را سرزنش واهيد كرد . خود را در آتش فتنهاى كه پيشاپيش افروختهايد نيفكنيد ، راه خود گيريد ، و از راهى كه به سوى فتنهها مىكشاند دورى كنيد . به جانم سوگند كه مؤمن در شعله آن فتنهها نابود شود . امّا مدّعيان دروغين اسلام در امان خواهند بود . همانا من در ميان شما چونان چراغ درخشنده در تاريكى هستم ، كه هركس به آن روى مىآورد از نورش بهرهمند مىگردد . اى مردم سخنان مرا بشنويد ، و به خوبى حفظ كنيد ، گوش دل خود را باز كنيد تا گفتههاى مرا بفهميد .